Book
Psychological Torture : Definition, Evaluation And Measurement
شکنجه روانی: تعریف، ارزیابی و اندازه گیری
Author(s): Pau Pâerez-Sales
Publisher: Routledge, Year: 2017
متأسفانه، بسیار محتمل است که شکنجه روانی توسط دولتها در سراسر جهان انجام شود، اما با وجود سؤالات اخلاقی جدی که این مفهوم نگرانکننده و گریزان مطرح میکند و تحقیقات در این حوزه بسیار محدود است، هیچ تعریف عملیاتی operational یا قانونی legal وجود ندارد.
این کتاب جدید پیشگام، اولین تعریف و ابزار علمی را برای سنجش معنای شکنجه روانی و همچنین نحوه قضاوت در مورد ادعاهای شکنجه روانی ارائه می دهد.
این کتاب که در زمینه تحقیقات بین رشتهای در روانشناسی، انسانشناسی، اخلاق، فلسفه، حقوق و پزشکی انجام میشود، به تحلیل چارچوب قانونی که شکنجه روانی میتواند در آن وجود داشته باشد، و به تأثیرات وحشتناکی که میتواند بر کسانی که آن را تجربه کردهاند بگذارد و همچنین به انگیزه ها و هویت کسانی که آن را مرتکب می شوند ، میپردازد.
این کتاب با ادغام صدای کسانی که شکنجه (یعنی شکنجه روانی) را تجربه کردهاند و همچنین کسانی که آن را مرتکب شدهاند، و نیز اهداف و اثرات آن، و همچنین بحثهای ارزشی و اخلاقی که در آن انجام میشود را تعریف میکند.
در نهایت، این کتاب بر پایه پروتکل استانبول Istanbul Protocol برای ارائه یک چارچوب جدید جامع، از جمله مقیاسهای عملی، استوار است که ما را قادر میسازد برای اولین بار شکنجه روانی را به دقت اندازهگیری کنیم.
این یک بررسی و تحلیل اجمالی مهم و بسیار ضروری از موضوعی است که بسیاری از دولت ها در جستجوی این بوده اند have sought تا زیر فرش آن را جارو کنند to sweep{یعنی مسائل غیراخلاقی و زننده را با سرکوب یا انکار نادیده بگیرند و یا به نوعی دیگر توجیه کنند}
دسترسی و دامنه پوشش کتاب، خواندن آن را نه تنها برای روانشناسان و روانپزشکان علاقه مند به این حوزه، بلکه سازمان های حقوق بشر، وکلا و جامعه بین المللی گسترده تر، ضروری می کند.
تعریف شکنجه در عرصه حقوقی
از زمان نوشته های اولیه بکاریا Beccaria در قرن هفدهم، مطالب زیادی درباره شکنجه از دیدگاه فلسفی، اخلاقی، قانونی و پزشکی نوشته شده است.
با این حال، تعریف شکنجه همچنان یک چالش است:
However, defining torture remains a challenge:
حتی بعد از کذشت بیش از 50 سال تلاش قابل توجه توسط محققان دانشگاهی، یک بررسی در سال 2010 بر اساس 209 مقاله تحقیقاتی بررسی شده به این نتیجه رسید:
هیچ اتفاق نظری در مورد چگونگی تعریف و عملیاتی کردن شکنجه وجود ندارد.
تنها یک چهارم از مطالعات منتشر شده تعریف صریحی از شکنجه را ارائه کرده اند، این تصور را به جا می گذارند که تعداد کمی در این زمینه معتقدند که تعریف ساختار اولیه آنها حتی یک تلاش endeavor ارزشمند worthwhile است (گرین، راسموسن و روزنفلد، 2010b).
همانطور که نویسندگان بیان کردند:
به دست آوردن تعریفی از «شکنجه» یک نقطه شروع حیاتی برای درک تأثیر ساختار اولیه و عملیاتی شدن آن است.
شکنجه یک مفهوم بد تعریف شده است. an ill-defined concept
اگرچه بسیاری تصور می کنند که آن را بر اساس تأثیر رسانه ها و فیلم ها درک می کنند، ولی واقعیت این است که مفهوم شکنجه (به ویژه شکنجه روانی) نامفهوم و مبهم elusive and blurred است. این یک تصادف نیست.
تعریف سازمان ملل از شکنجه در جنبههای خاصی مشخص است، اما در برخی دیگر عمدا مبهم ambiguous است، زیرا این باور وجود دارد که یک تعریف محدود و بیش از حد عملیاتی از شکنجه ، به دولتها اجازه میدهد تا به راحتی از تعریف شکنجه طفره روند dodge.
بنابراین، این ابهام هم نتیجه منطقی و هم سیاسی داشت. قانونگذاران به دنبال تعریفی گسترده و کیفی از شکنجه هستند و در عین حال صلاحیت قضاوت را برای تفسیر این تعریف در موارد خاص به قضات میگذارند.
در حالی که این رویکرد ممکن است مشروع باشد، چنین تعاریف کلی نیاز محققان را برای تعریفی قابل اندازه گیری از شکنجه تضعیف می کند.
بدون شک ایجاد یک چارچوب مشترک برای درک جنبه های انسان شناختی، اخلاقی، روانی و قانونی شکنجه دشوار است.
فقدان یک تعریف قابل اندازه گیری، پیشرفت یک نظریه جامع comprehensive theory از مکانیسم های شکنجه را بسیار دشوار کرده است، در حالی که دادگاه ها را از ابزارهای پزشکی و روانپزشکی مورد نیاز برای بهبود تصمیم گیری محروم کرده است.
در یک بررسی گرین و همکاران (2010) دریافتند که تنها سی درصد تحقیقات آکادمیک در مورد شکنجه شامل یک تعریف است و از این مطالعات، دو منبع از هر سه منبع به کنوانسیون 1984 سازمان ملل متحد علیه شکنجه Convention against Torture (CAT) استناد کردهاند که نقطه مرجع قانونی غیرقابل اعتراض uncontested است.
ماده 1 کنوانسیون Article 1 of the Convention شکنجه را چنین تعریف می کند:
هر عملی که به موجب آن (1) درد یا رنج شدید، severe pain or suffering (2) اعم از جسمی یا روانی،physical or mental (3) عمداً به شخصی وارد شود (4) برای اهدافی مانند کسب اطلاعات از او یا شخص ثالث یا اعتراف confession و مجازاتpunishing او برای عملی که او یا شخص ثالثی مرتکب یا مظنون به ارتکاب آن یا ارعاب به آن یا مجبور به انجام آن توسط خودش یا شخص ثالثی شده است، یا به هر دلیلی مبتنی بر تبعیض از هر نوع، (5) زمانی که چنین درد یا رنجی توسط یا تحمیل شده بر inflicted by یا به تحریک inflicted by یا با رضایت consent یا به رضایت یک مقام دولتی acquiescence of a public official یا شخص دیگری که در مقام رسمی official capacity فعالیت میکند گفته میشود.
این شامل درد یا رنجی که صرفا به دلیل درد و رنج ذاتی inherent یا درد و رنج جانبی یا تصادفی incidental تحریم های قانونی، lawful sanctions بوده، نمیشود.
(اعداد صرفا برای وضوح به متن اضافه شده است)
انجمن پزشکی جهانی از معیارهای شدت رنج مشکلی خاص که در تعریف سازمان ملل آمده، اجتناب کرده است.
همچنین در تعریف کنوانسیون درونآمریکاییها برای جلوگیری و مجازات شکنجه، که با اقتباس از تجربه قبلی خود (تعریف UNCAT)، بهترین تعریف حقوقی معاصر از شکنجه را ارائه کرده است، مستثنی شده است.
تعریف مورد توافق کمیسیون حقوق بشر درونآمریکایی، اگرچه در کاربرد آن برای کشورهای آمریکای لاتین امضاکننده آن محدود است، اما سزاوار توجه ویژه است زیرا بسیار فراتر از تعریف سازمان ملل است:
از نظر این کنوانسیون، شکنجه به هر عملی اطلاق میشود که عمداً انجام میشود و به موجب آن درد یا رنج جسمی یا روانی به شخصی برای اهداف تحقیقات جنایی، یا به عنوان وسیلهای برای ارعاب، یا به عنوان مجازات شخصی، یا به عنوان یک اقدام پیشگیرانه، یا به عنوان جریمه یا برای هر هدف دیگری تحمیل میشود. شکنجه همچنین به معنای استفاده از روش هایی است که برای شخص قربانی به منظور از بین بردن شخصیت قربانی personality of the victim یا کاهش توانایی های جسمی یا ذهنی او diminish his physical or mental capacities انجام می شود، حتی اگر باعث درد جسمی یا ناراحتی روحی نشود. (ماده 2 کنوانسیون) even if they do not cause physical pain or mental anguish
The boundaries of torture: the concept of Cruel, Inhuman and Degrading Treatment (CIDT)
مرزهای شکنجه: مفهوم رفتار بی رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز (CIDT)
تعریف شکنجه ارتباط نزدیکی با بحث حقوقی در مورد مرزهای آن دارد.
در سال 1969، کمیسیون اروپایی حقوق بشر (ECHR) تمایز بین «شکنجه» torture و «بدرفتاری» ill-treatment را معرفی کرد و در جملات مختلف یک معیار پیشرونده را تعیین کرد و شکنجه را «شکل تشدیدکننده و عمدی رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز» در نظر گرفت.
فرمولی که در سال 1975 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اولین اعلامیه خود علیه شکنجه تصویب شد.
این تمایز در سال 1984 زمانی که سازمان ملل سرانجام کنوانسیون علیه شکنجه (CAT) و سایر رفتارها یا مجازاتهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز را تصویب کرد که در آن هیچ تفاوتی بین «شکنجه» و «بدرفتاری» وجود ندارد، ناپدید شد (به ماده 1، بالا مراجعه کنید).
ماده 16 کنوانسیون، شکنجه و CIDT را برابر میداند و بیان میکند که هر کشور عضو موظف به «جلوگیری» prevent از CIDT است.
با این حال، سطح تعهدات توسط کشورهای امضاکننده یکسان نیست.
اگر چه کنوانسیون به صراحت شکنجه و CIDT را تحت قوانین بین المللی ( حتی در مواقع استثنا یا جنگ )، الزام به جرم انگاری شکنجه و مجازات مرتکبین به عدالت ( مواد 4 تا 9 )، اصل عدم بازگرداندن (ماده 3) ممنوع می کند ) و ممنوعیت استفاده از شواهد استخراج شده توسط شکنجه ( ماده 15 ) منحصراً در مورد شکنجه اعمال می شود و نه CIDT.
بنابراین، ایجاد تمایز قانونی بین شکنجه و سایر اشکال CIDT در کاربرد CAT از اهمیت بالایی برخوردار است (Nowak، 2009).
دادگاه اروپاThe European Court (1969)، هنگام بررسی ادعاهای شکنجه توسط دولت یونان علیه مخالفان سیاسی، یک سابقه تاریخی ایجاد کرد و سه سطح از رفتار را ایجاد کرد (جدول 1.2).
دادگاه مقرر کرد که:
✓ در سطح 1 نکته کلیدی کرامت dignity است و لزوماً نیازی نیست که عمل عمدی باشد.
✓ سطح 2 و 3 قابل تشخیص نیستند، تنها با این تفاوت که 3 (شکنجه) شکل تشدید شده 2 (رفتار غیرانسانی) خواهد بود.
مفهوم "غیرقابل توجیه"unjustifiable در تمام تعاریف آینده ناپدید شد و تحت قوانین بین المللی فعلی کاربرد ندارد، اگرچه در کانون بحث های اخیر در ایالات متحده در چارچوب به اصطلاح "جنگ علیه تروریسم" ‘war against terrorism’, قرار داشت، جایی که برخی محققین اصل «بطور ضرورتی» و «بطرز متناسبی»‘necessity’ and ‘proportionality’ را برای حمایت از قانونی شدن legalisation شکنجه تحت شرایط خاص به کار می برند (Allhoff, 2005; Dershowitz, 2008; Sussman, 2005) این تمایزdistinction مبنای جمله شناخته شدهی Ireland v بود.
بریتانیا که مرزهای boundaries شکنجه را برای دادگاه اروپایی حقوق بشر (ECHR) European Court of Human Rights در دهه 1970 و آغاز دهه 1980 تعیین کردestablished (ECHR, 1978a).
دادگاه tribunal شکایت دولت ایرلند را در مورد پرونده گروهی متشکل از 228 شهروند ایرلندی که بین سالهای 1971 تا 1974 توسط ارتش بریتانیا بازداشت و بازجویی شدند و به طور سیستماتیک تحت پنج تکنیک قرار گرفتند subjected to five techniques 5 ، بررسی کرد.
(wall-standing, hooding, subjection to noise, sleep deprivation and deprivation of food and drink).
نام پنج تکنیک در فوق بصورت زبان اصلی ذکر شد.
کمیسیون اروپا دریافت که استفاده ترکیب شده از این پنج تکنیک همراه با بکار بردن کلمه شکنجه «باعث رنج ناشی از شدت و ظلم خاصی نمیشود { یعنی صرفا استفاده از کلمه شکنجه باعث افزایش ظلم یک رفتار نمیشود. } نمیشود». . . [اما] در مجموع عملی مانند یک رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز بود»
(Weissbrodt, Aolain, Fitzpatrick and Newman, 2009).
The tribunal was asserting that there was a particular stigma attached to the term ‘torture’, and therefore it should be used selectively and cautiously (Nowak, 2009).
دادگاه به صراحت ادعا می کرد که انگ خاصی به اصطلاح «شکنجه» ضمیمه شده است، و بنابراین باید به طور انتخابی و با احتیاط از آن استفاده شود
(نواک، 2009).
برای برخی از نویسندگان (مثلاً Spjut، 1979) این بدان معنا بود که در عمل، رفتار باید فقط زمانی شکنجه اعلام شود که «اعمال وحشیانه یا بربریت افراطی وجود داشته باشد» و «تکنیکهای زیرکانه ای از دستکاری روانشناختی که به طور سیستماتیک تحقیق و استفاده شده است تا اراده و خواسته انسان را نابود کند» از شکنجه حذف شود.'
این استدلال، انواع شکنجههای خشن را که بیشتر در کشورهای جهان سوم انجام میشود، جرمانگاری میکند، در حالی که حمایت قانونی از اشکال بدرفتاری ظریفتر غیر مبتنی بر درد در دموکراسیهای اروپایی انجام میشود (نواک، 2006).
پس از مواجهه با انتقادات، دادگاه در احکام بعدی در موضع آنها تجدید نظر کرد.
در پرونده احمد سلمونی Ahmed Selmouni علیه فرانسه (ECHR, 1999)، دادگاه به وضوح دکترین doctrine خود را تغییر داد. 6
6- سیر وقایع همچنین نشان داد که درد و رنجی عمداً به متقاضی تحمیل شده است تا از جمله به اعتراف وی به جرمی که مظنون به ارتکاب آن بوده است اعتراف کند.
... اعمال مورد شکایت به گونه ای بوده است که در متقاضی احساس ترس، رنج و اندوه و حقارت را برانگیخته است و قابلیت تحقیرآمیزی و خوارکردن او و شکستن مقاومت فیزیکی و اخلاقی او امکان پذیر است
«دادگاه دریافت که. . . او در حین بازداشت پلیس [به] جسمی و - بدون شک (علیرغم عدم تأسف باری که پس از وقایع مورد شکایت از آقای سلمونی دستور گزارش روانشناختی داده شد) تحت بازداشت قرار گرفته بود.
( . . . ) باقی مانده است که در مورد حاضر مشخص شود که آیا "درد یا رنج" وارد شده به آقای سلمونی را می توان به عنوان "شدید" severe در مفهوم ماده 1 کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه تعریف کرد (. . . .) .
دیوان دادگاه در نظر گرفت که این «شدت»، مانند «حداقل شدت» مورد نیاز برای اعمال ماده 3، در ماهیت اشیا، نسبی است. بستگی به همه شرایط پرونده از قبیل مدت رفتار، آثار جسمی یا روانی آن و در برخی موارد جنسیت، سن و وضعیت سلامتی قربانی و غیره داشت. دادگاه متقاعد شد که ضربات زیادی به آقای سلمونی وارد شده است.
(. . . .) دادگاه همچنین مشاهده کرد که متقاضی دستخوش تعداد معینی از اعمال شده است که برای هر کسی، صرف نظر از وضعیت آنها، شنیع و تحقیرآمیز خواهد بود.
(. . . .) در این شرایط، دادگاه متقاعد شد که خشونت جسمی و روانی، در مجموع در نظر گرفته شده علیه شخص متقاضی، باعث درد و رنج "شدید" شده و به ویژه جدی و بی رحمانه بوده است. برای اهداف ماده 3 کنوانسیون، چنین رفتاری باید به عنوان اعمال شکنجه در نظر گرفته شود.» (خلاصه، بند 4).
این دادگاه حکم داد که ضرب و شتم مداوم و تحقیر که شواهدی دال بر جراحت بدنی به جا می گذارد (اعمالی که قبلاً آنها را فقط "غیر انسانی" طبقه بندی می کرد) شکنجه محسوب می شود.
دادگاه همچنین از صلاحیت شکنجه بر اساس رنج روانی (به شکل تحقیر، پستی و القای ترس یا سینه سوزی) حمایت کرد و به نبودن «شکست تاسف بار در سفارش گزارش روانشناختی» اشاره کرد.
دادگاه اعلام کرد که :
با توجه به این واقعیت که کنوانسیون یک سند زنده است که باید در پرتو شرایط کنونی تفسیر شود. . . دادگاه معتقد است که اعمال خاصی که در گذشته به عنوان «رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز» در مقابل «شکنجه» طبقهبندی شدهاند، میتوانند در آینده بهطور متفاوتی طبقهبندی شوند.»
دیوان بر این عقیده بود که برای دفاع از ارزشهای بنیادی جوامع دموکراتیک معاصر به استحکام firmness بیشتری نیاز است.
کاملاً درمانده helpless و نمی تواند از خود در برابر متجاوز دفاع کند، defend چنین ناتوانی powerlessness باید به عنوان عنصری در شناسایی شکنجهelement in identifying torture element in identifying torture گنجانده شود.
به عنوان مثال، حتی اگر نیروی قانونی استفاده شده علیه معترضان تحت تعریف UNCAT شکنجه تلقی نمی شود زیرا تجاوز به طور قانونی اعمال شده است، اصل تناسب و عدم قدرت نواک Nowak’s principle of proportionality and powerlessness می تواند اعمال شود.
کتک زدن فردی که روی زمین دراز کشیده، چه بیهوش یا بی دفاع، به منظور تحقیر یا تنبیه می تواند CIDT تلقی شود یا حتی به منزله شکنجه باشد.
TABLE 1.3 Contemporary distinction between torture, cruel, inhuman and degrading treatment
جدول 1.3 تمایز معاصر بین شکنجه، رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز
Level 1. Degrading treatment
سطح 1. رفتار تحقیرآمیز
رفتاری که شخص را به شدت تحقیر می کند یا او را وادار می کند که برخلاف میل یا وجدان خود عمل کند.
Level 2. Cruel or inhuman treatment
سطح 2. رفتار ظالمانه یا غیرانسانی
رفتاری که عمداً باعث رنج روانی یا جسمی [شدید] می شود.
Level 3. Torture
سطح 3. شکنجه
رفتاری که عمداً با هدف کسب اطلاعات یا اعترافات یا اعمال مجازات یا هر دلیل دیگری مبتنی بر تبعیض باعث رنج [شدید] روانی یا جسمی می شود
(کانیف، 2013).
روان شناسی نگرش...
ما را در سایت روان شناسی نگرش دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 34
تاريخ: يکشنبه
20 خرداد
1403 ساعت: 19:17