Trauma of Psychological Torture/Almerindo E. Ojeda

خرید بک لینک

Book
Trauma of Psychological Torture, The (Disaster and Trauma Psychology) (English Edition)

تروما شکنجه روانی (روانشناسی فاجعه و تروما)(نسخهانگلیسی)

Autor : Almerindo E. (Editor) Ojeda
Herausgeber : Almerindo E. Ojeda

شکنجه روانی عموماً به عنوان مجموعهای از اقدامات مورد استفاده در سراسر جهان برای ایجاد درد یا رنج بدون توسل به خشونت فیزیکی مستقیم تعبیر میشود.

شکنجه روانی (با اختصار PT) شامل استفاده از محرومیت از خواب، انحراف حسی، پرورش اضطراب، سلول انفرادی، اعدام ساختگی، تحقیر شدید، مواد مخدر تغییردهنده ذهن، و تهدید به خشونت و همچنین بهره برداری از فوبیای شخصی یا فرهنگ. برای تعریف دقیق تر به فصل 1 مراجعه کنید. Ojeda

بنابراین PT با همتای فیزیکی خود در تضاد است زیرا دومی خشونت فیزیکی را انتخاب می کند و شامل اعمالی مانند ضرب و شتم، شلاق، سوزاندن، غرق شدن و برق گرفتگی است (رجالی، 2007 را ببینید).

به این دلیل است که خشونت فیزیکی مستقیم را نادیده می گیرد که شکنجه روانی گاهی اوقات به عنوان یک عمل ناپسند اما خوش در نظر گرفته می شود – در واقع شکنجه لایت
Torture lite : اما چیزی لایت در شکنجه روانی PT وجود ندارد

But there is nothing lite about PT.

منشأ PT را می توان تا قرون وسطی ردیابی کرد، جایی که توسط تفتیش عقاید اسپانیا و محاکمه های شکار جادوگران به کار گرفته شد (به Streatfeild 2007، 356ff مراجعه کنید).

با این حال، تکنیکهای اصلی که اکنون آن را تشکیل میدهند توسط دو نظام توتالیتر قرن بیستم - فاشیسم و کمونیسم - ایزوله شدند.

در طول جنگ سرد، و بهویژه پس از جنگ کره، PT یک انقلاب علمی واقعی را تجربه کرد، زیرا از صدها مطالعه درباره «رفتار اجباری coercive behaviorکه در مؤسسات تحقیقاتی پیشرو در بریتانیا، ایالات متحده و کانادا انجام شد بهرهمند شد (به مک کوی مراجعه کنید.،( 2006 و فصل 3).

تقطیر یا گرفتن عصاره Distilled و بازتعریفشده refined توسط این تحقیق، تکنیک های PT بلافاصله در سراسر جهان - از آمریکای لاتین تا ایرلند - به کار گرفته شد. از اردن تا اریتره؛ از ترکیه تا پاکستان؛ از ویتنام تا گوانتانامو و ابوغریب (رجوع کنید به اوجدا، گیلدنر و فیلدز، فصل های 1، 2، و 8).

PT پیامدهای روانی غیرقابل انکاری دارد.

برای مثال، یک مطالعه مقطعی اخیر روی 279 بازمانده از شکنجه در بالکان نشان داد که اثرات شکنجه روانی با شکنجه فیزیکی قابل مقایسه است.

در واقع، کشف شد که شکنجه فیزیکی و شکنجه روانی از نظر شدت رنج روانی که ایجاد میکنند مشابه هستند (به Basoglu Et ah، 2007 مراجعه کنید).

اما عواقب روانپزشکی شکنجه روانی نیز آسیب زا است.

آنها شامل هذیان، روان پریشی، پسرفت، خودزنی، اختلال شناختی، و اختلالات اضطرابی، از جمله اختلال استرس پس از سانحه هستند (به پزشکان برای حقوق بشر، 2005، و گراسیان، فصل 6 مراجعه کنید؛ به کوپرز، فصل 7، برای پیامدهای اجتماعی این موارد مراجعه کنید. عواقب).

تحقیقات علوم اعصاب در مورد این اختلالات روانی و مرتبط با آن همچنان به ایجاد زیربناهای عصبی زیستی آنها ادامه میدهد، بنابراین این دیدگاه را به چالش می کشد که PT فیزیکی نیست، جدی نیست و شاید اصلاً شکنجه نیست (به فیلدز، فصل 8، جاکوبز، فصل 9، و کاتانی، فصل مراجعه کنید. 10).

این اثرات آسیب زا از PT است که جلد حاضر قصد دارد نمودار شود.
با توجه به ماهیت آسیب زای اثرات آن، PT باید تحت تعاریف شناخته شده بین المللی این عمل، شکنجه در نظر گرفته شود.
دو تعریف از این قبیل در حال حاضر در حال استفاده هستند.

اولین مورد مربوط به انجمن پزشکی جهانی است. به شرح زیر می خواند.


[Torture is] the deliberate, systematic, or wanton infliction of physical or mental Suffering by one or more persons acting alone or on the orders of any authority, to Force another person to yield information, to make a confession, or for any other Reason. (World Medical Association, 1975)

[شکنجه] عبارت است از رنج تعمدی، سیستماتیک یا تحمیلی رنج جسمی یا روانی توسط یک یا چند نفر که به تنهایی یا به دستور هر مقامی عمل می کنند، برای وادار کردن شخص دیگری به ارائه اطلاعات، اعتراف کردن، یا به هر دلیل دیگری. (انجمن پزشکی جهانی، 1975)

دومین تعریف ارائه شده توسط سازمان ملل متحد در کنوانسیون علیه شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات های ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز است:

[Torture is] any act by which severe pain or suffering, whether physical or mental, is Intentionally inflicted on a person for such purposes as obtaining from him or a Third person information or a confession, punishing him for an act he or a third person has committed or is suspected of having committed, or intimidating or coercing Him or a third person, or for any reason based on discrimination of any kind, when Such pain or suffering is inflicted by, or at the instigation of, or with the consent or Acquiescence of a public official or other person acting in an official capacity. (United Nations, 1988)

[شکنجه] عبارت است از هر عملی که به موجب آن درد یا رنج شدید، اعم از جسمی یا روانی، عمداً به شخصی برای اهدافی مانند گرفتن اطلاعات از او یا شخص ثالث یا اعتراف و مجازات او وارد شود، برای عملی که خودش یا شخص ثالثی انجام میدهد، یا مرتکب شده یا مشکوک به ارتکاب، یا ارعاب یا اجبار او یا شخص ثالثی است، یا به هر دلیلی بر اساس تبعیض از هر نوع، زمانی که چنین درد یا رنجی توسط، یا به تحریک، یا با رضایت یا موافقت یک مقام دولتی یا شخص دیگری که در سمت رسمی فعالیت می کند. (سازمان ملل متحد، 1988)

همانطور که خوانندگان این جلد می توانند متوجه شوند، PT عملی است که به وسیله آن مأموران رسمی قصد دارند درد یا رنج شدیدی را به قربانیان خود تحمیل کنند.

آنها همیشه موفق می شوند.

در تابستان 2006، مرکز UC Davis برای مطالعه حقوق بشر در قاره آمریکا و مرکز UCD avis برای ذهن و مغز، همکاری طولانی مدتی را برای بررسی عصبشناسی شکنجه روانی آغاز کردند.

این دو مرکز تلاش های مشترک خود را با برگزاری اولین کارگاه UCD avis در مورد نوروبیولوژی شکنجه روانی آغاز کردند.

این کارگاه توسط مرکز ذهن و مغز در 30 سپتامبر 2006 میزبانی شد.

هدف آن کارگاه گردهم آوردن محققان و پزشکان از تخصصها و گروههای تحقیقاتی مختلف بود تا یک برنامه تحقیقاتی یکپارچه و بلندمدت در مورد راههایی که PT بر سیستمهای عصبی مرکزی قربانیان تأثیر میگذارد، راهاندازی کند.

همه اینها در تلاش برای درک PT در رابطه با اشکال سنتی تر شکنجه فیزیکی و ایجاد توصیفات اخلاقی، قانونی و پزشکی به وضوح بیان شده از این مجموعه از اعمال انجام شد.

ما انتظار داشتیم که این توصیفات به درک، مستندسازی، درمان و جلوگیری از PT کمک کند.

ما هنوز هم انجام می دهیم.

مذاکرات در اولین کارگاه UC Davis در مورد نوروبیولوژی شکنجه روانی به عنوان مبنای انتشاری بود که اکنون به خواننده ارائه می کنیم.
علاوه بر ارائه های presentations ارائه شده در آن کارگاه، جلد حاضر شامل فصل دیگری در مورد گسترش PT (نگاه کنید به گیلدنر، فصل 2) و تعدادی فصل در مورد مسائل اخلاقی که با مشارکت روانشناسان در محیط هایی که PT شناخته و، مطرح شده است. اتفاق افتاده است (به سولدز و اولسون، فصل 4، و مارکس، فصل 5 مراجعه کنید).

این جلد با چند «مطالعه موردی» در مورد قربانیان شکنجه روانی - قربانیان محمد القحطانی و سلیم حمدان - به پایان میرسد. اولی توسط وکیل اصلی پرونده القحطانی نوشته شده است (رجوع کنید به گوتیرز، فصل 11). دومی اظهارات روانپزشکی است که در پرونده حمدان شاهد خبره ارائه می کند (به متیوز، فصل 12 مراجعه کنید).


هنوز ادامه کتاب رو نخوندم ، درسته که در شکنجه روانی ، هدف آسیب روانی و در شکنجه جسمی هدف آسیب جسمی است ، ولی اینها همپوشانی قابل توجهی دارند ، یعنی با شکنجه جسمی شما روان فرد رو به هم میریزید و با شکنجه روانی هم جسم و فیزیولوژیک فرد رو بهم میریزید که این دو در یک چرخه هدفمند برای شما فرد رو بصورت کامل تخریب میکنه .


در صفحه قبل از شروع کتاب که نویسندگان یک جمله درباره اهدای کتاب به فرد یا افرادی که دوستشون دارند مینویسند، نویسنده این کتاب نوشته : این کتاب رو به کسانی تقدیم میکنم که در حال تحمل شکنجه روانی هستند.

حرف قشنگی زده. چون خواندن این کتابها در این دوران حکم کار درمانگری رو برات داره ، چون میبینی یک نفر داره تمام چیزایی که تجربه میکنی، رو خیلی قشنگ با محکوم کردنش توصیف میکنه.

از وقتی چند کتاب راجع به این موضوع دانلود کردم ، احساس بدم کمتر شده ، فقط دوتا سوال رو باید جوابشو پیدا کنم ، چون بقیه ادعاها فقط برای آزاره و سوالهام اینه :

۱- چرا من؟

۲- چرا تو یا چرا شما ؟ (چرا یک یا چند غریبه نه؟)


اولا منتظر کسی بودم که بخواد کمکم کنه ، بعداً دیدم برخی مردم ما هنوز میرن اعدام رو تماشا میکنن ، انتظار بیجا آدم نباید داشته باشه. اینجا هنوز تا تمدن و شهروندی راه داره.

روان شناسی نگرش...

ما را در سایت روان شناسی نگرش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 12:20

صفحه بندی