اراده و سخت کوشی/ دکتر مکری

خرید بک لینک

مقدمه و فلسفه بحث وبلاگ اراده کلمه

حیوان نمیتونه خودشو از قید و بند ژنتیک و ارث و محیط و بیولوژی رها کنه.

رها شدن نسبی از ارث و ژنتیک و گذشته و محیط و بیولوژی و جامعه و سنت و تاریخ »»»خودش جبر است (( اسم نوع خاص جبر را»»»»آزادی میگیم))

در خود مشاهده گرمون »»»»» درجه آزادی در گونه انسان رو مشاهده کنیم

خود تجربه گر »»»»کاملا مجبوریم

مثلا مادر هرچقدر اطلاعات راجع به رشد جنین در وجود خودش کسب کنه ، نمیتونه مانع برخی تغییرات در نوع رشد بچه بوجود بیاره.

مشکلات وبلاگ اراده کلمه ریشه های عمیق ناخوداگاه داره به این سادگیا قابل تغییر نیست.

مثلا ارائه این بحث وبلاگ اراده کلمه و سخت وبلاگ کوشی کلمه هم از این دیدگاه بهش نگاه کنید ، ما اطلاعات شناختیمون از آدمهای بی وبلاگ اراده کلمه و سخت کوش بیشتر بشه ، ولی لزوما این اگاهی سخت وبلاگ کوشی کلمه و وبلاگ اراده کلمه و تلاش ما رو تغییر نمیده...ارائه من لزوما باعث نمیشه شما در کاری با اراده بشین ،چون ایجاد اون تغییر ، کار روانکاو و روانشناسه.

چرا تغییر سخت است؟
چرا ما گیر میکنیم و نمیتونیم یک عادت رو تغییر بدهیم ؟
چرا انسانها نمیتونن خودشونو کنترل کنند؟
چرا برخی ها سخت کوشن و پشتکار دارند؟
این تلاش از کجا میاد؟
آیا زور زدن بشر داره کم میشه؟(سلیگمن در کتاب شادمانی درونی میگه همین موضوع دلیل افزایش افسردگی در عصر حاضر است)

مفاهیم مشابه

تلاش برای کنترل effort for control،
خود تنظیمی self control ، executive control ،
سماجت و استمرار و پشتکار Perseverance
بقا Persistence
وظیفه شناسی و مسوولیت پذیری conscientiousness
قدرت اراده will power
Effortتلاش
Deliberationتعمد
Mindfulذهن آگاه
Persistenceسماجت و استمرار
Dilettantismآماتوری و خوش خوشی و الکی
Lazinessتنبلی

مفهوم اراده در مقابل مفهوم تسلیم هست .



۱-تمرین تعمدی deliberate practice

پشتکار بیشترین عامل پیش بینی کننده موفقیت شما در زندگی است.

مطالعات نشون داده آدمهای موفق ، زیادتر کار نمیکنن ، بلکه تمرین آگاهانه یا تعمدی شون و یا تلاش کردن آگاهانه deliberate practice زیاد است و به نوعی زور میزنند. به نظر میرسه آدمها در شبانه روز یک ساعت و نیم بیشتر deliberate practice ندارند و بقیشو الکی انرژی میسوزونند.

مثلا یکی روزی ده ساعت درس خونده و کنکور قبول نشده و یکی دو ساعت خونده و قبول شده چون تمرین آگاهانه شون زیاد است.

تفکر خلاق با deliberate practice مرتبط است.فضای مجازی بدیش اینه که در اون زور نمیزنی و passive است.


****اونایی که سیستم اتونوم خودشونو میتونن تحت مهار خودشون دربیارن ، بهتر میتونن خودشونو کنترل کنند
اینایی که پشتکار و اراده بیشتر دارند ، عملکرد حافظه و شناخت بهتری دارند که به سیستم فرونتال برمیگردد



۲-میل و مهار

ما در سیستم فرونتال ترمز و مهار داریم و در سیستم لیمبیک میل و فشار داریم که برآیند این دو همون اراده و تلاش و خویشتن داری میباشد.

برخی میگن اگر شما به هوسهای خودتون غلبه میکنید ، به دلیل قدرت ارادتون نیست ، بلکه به دلیل ضعف هوستونه.

وقتی رفتار بصورت عادت دربیاد انرژی بر نیست. مثل رانندگی

رفتارها دو نوعند :

رفتار هدفمند : انرژی در این رفتارها حس میشود. این نوع رفتارها ارزشمند است.

رفتارهای تکراری : مثل کارهای روزمره



۳-عمومیت یا اختصاصی بودن اراده

چقدر از این مفهوم اراده conscientiousness در همه چی شما دیده میشود یعنی trait است و چقدرش در برخی از چیزهاتون نشون داده میشود یعنی state است. مثلا فرد در اداره سخت وبلاگ کوشی کلمه داره ، ولی در خونه نداره

مثلا آلبرت بندورا میگه این موضوع مثل خودکارآمدی self efficacy همش state است مثلا ممکنه فرد در رانندگی خودکارامدی داشته باشه ولی در سخنرانی نه.



۴-ارث و یادگیری و اراده

یک عده از دانشمندان جواب دادند که این پشتکار و اراده مادرزادی است و ارثی است.

تئوریسین های این نظریه ادعا میکنند که حدود ۴۵ درصد این اراده و پشتکار ارثی است و ۵۵ درصدش اکتسابیه



۵- پاداش و لذت و اراده

عده ای دیگر میگویند ما چیزی بنام اراده و سرسختی نداریم ، فقط نشانه و فیدبک و پاداش داریم. یعنی اینهایی که پشتکار دارند یک سری نشانه ها دارند که براشون شرطی شده و دنبال این نشانه ها می دوند. یعنی اینها شرطی شدن و دنبال یک نشانه هستند.

یک دیدگاه داریم که میگه اراده بحث فلسفیه و ما فقط جدول ترجیحات داریم نه اراده.


برخی میگن ما چیزی بنام اراده نداریم ، بلکه فرد به یک سری از پاداشها معتاد شده و به دنبال گرفتن اون پاداش ها میدود. مثلا بچه معتاد شده به نمره ۲۰ ، پس سخت درس میخونه تا نمره ۲۰ بگیره..اینو در نظریات بازاریابی هم میگویند

کلود هاپکینز میگفت مشتری ها بخاطر ارادشون خرید نمیکنن ، بلکه بخاطر شرطی شدن خرید میکنن...مثلا اگر به بوی خوب نعناع شرطی بشون ، مرتب مسواک میزنن...مثلا با اینکه کف شامپو ارزشی در تمیزی سر ندارد وقتی افراد رو شرطی میکنه هر شامپویی بهتر کف میکنه فروش بهتری دارد.

غولهای تجارت میگن ما چیزی بنام اراده نداریم و همش موضوع شرطی شدن است

مثلا فروشگاه ها تلاششون این است که خانمهای باردار و خانمهایی که تازه بچه دار شدند ، رو داخل فروشگاه بکشانند ، زیرا میدانند این خانمها خود تنظیمی در زمینه خرید ندارند.

تلاش به اجزا مختلفی تقسیم میشه و آدمهای شل ممکنه توی چند جای این سیکل آسیب دیده باشن .اونایی که سیکلشون خوب کار میکنه تو چند حوزه فعالند :

الف-توان لذت بردن و دوست داشتن یک پاداش :

برخی از یک چیز لذت بیشتری میبرند.پر تلاشها شاید بیشتر از تلاش لذت میبرند ، برای همین بیشتر تلاش میکنند. اسکیزوفرنی ها در پاداش مثل ما لذت میبرند فقط لذت رو ندارنش.

Striatum : یک ترکیب بحرانی از موتور یا سیستم پاداش در مغز که بیشتر درگیری به این قسمت مربوط است.

نوروترانسمیتری که به این مبحث مرتبطه دوپامین هست.

در اسکیزوفرنی این سیستم تا حدی دچار اشکال است و در افسردگی واضحا آسیب دیده است.

سوال : اونایی که تلاش بیشتر میکنند آیا پاداش بهشون مزه بیشتری میده ؟یا اصولا تلاشگر خوبین؟.

نهایت اینکه از هیچ چیز لذتی نمیبرم ، میشه : آه دنیا anhedonia که از روشهای مختلفی سنجیده میشه

۱-گزارش فرد self report : که میگه مثلا الان یک هندوانه چقدر بهت مزه میده از یک تا پنج نمره بده

۲-فیزیولوژیک از طریق واکنشی که فرد نشون میده

۳-startle
مثلا در سالن سخنرانی وقتی یهو یک صدای بلند شنیده شود ، اونها یهو از جاشون میپرند که بهش startle میگویند و اونایی که خیلی دقیق داشتن به سخنرانی گوش میدادن ، کمتر میپرن ،که بهش مهار استارتل توسط خلق مثبت گفته میشود.
۴-ERP

۵-FMRI


ب-توان پیش بینی و انتظار لذت

anticipatory pleasure لذت پیش بینانه

انتظار پیش بینی لذت از خود لذت مهمتر است. قبل از غذا خوردن مزه غذای خوشمزه را تصور میکنه...بچه فردا میخواد بره مسافرت شب از شوق و ذوق فردا خوابش نمیبره.

این فاکتور از خود لذت مهمتره ، یعنی ممکنه آدم از یک چیزی لذت میبره ، ولی انتظار لذتشو نداره.

×××××انتظارِ داشتنِ یک تجربه لذتبخش خودش لذتبخشه.

برخی سوالهای پرسشنامه برای سنجش نوع لذت :

-وقتی درباره یک غذای خوب فکر میکنم میتوانم تقریبا مزه خوب آن را حس کنم«««لذت انتظاری

-وقتی در رستوران یک غذا سفارش میدهم ، از قبل آوردن ، میتونم مزه خوب آن را حس کنم««««لذت انتظاری

-من منتظر خیلی چیزهای خوب در زندگیم هستم»«««لذت انتظاری

-برف تازه بر زمین نشسته ، برای من لذتبخش است«»»»»لذت هدونیک

-وقتی در هوای آزاد قدم میزنم ،یک نفس عمیق برایم لذتبخش است. ««««لذت هدونیک

-شب قبل از عید ،از شدت هیجان و خوشحالی به سختی خوابم میبره»«««لذت انتظاری

ج-توان یادگیری از پاداش

اینقدر خوش گذشت رفتیم کوه ،میگم هر هفته بیایم ،، ولی دیگه نمیایم ، چون یاد نگرفتیم.یعنی لذت در یادمون نمیمونه

این اختلال در اسکیزوفرنیا بصورت آشکار و بصورت نهان یا خودکار در در افسردگی خودشو نشون میده.

د-توان ارزیابی پاداش

رفتیم شمال خوش گذشت ،ولی ترافیکش بد بود

غذای رستوران خوب بود ،ولی گرون بود


Gain
Loss avoidance

برخی قسمت مثبت خاطره gain رو مهمتر ارزیابی میکنند ،برخی قسمت از دست رفته های خاطره رو مهمتر میدونند.اینکه کدوم قسمت رو مهمتر و بیشتر در ارزیابی در نظر میگیریم ،نیز مهم است.

اینکه سود کنی برات مهمتره یا اینکه ضرر نکنی...افراد نرمال سوگیری به سمت سود دارند.

در یک مرحله آزمایش برای جواب درست ۵ سنت جایزه دادن برای جواب غلط هیچی ،، در یک مرحله دیگر بعد برای جواب درست هیچی و برای جواب غلط پنج سنت به عنوان ضرر از فرد میگیرن.
بسته به اینکه سود مهمتره یا ضرر نکردن ، یادگیری آدمها متفاوت است.


در ۱۹۹۸ شیمیدانی یک ترکیبی توی اسپری میسازه که به هر چیز بدبویی بزنی بوی بد رو از بین میبره ، ولی دید این اسپری فروش چندانی نداشت ، ولی وقتی داخل اسپری یک اسانس خوشبو کننده زد، دید که فروش اسپری بالا رفت ، زیرا مردم دیگر اسپری رو نمیزدند ، تا بوی بد از بین برود، بلکه از آن استفاده میکردند ، زیرا بوی خوبی میداد. لود هاپکینز میگفت: مردم مسواک میزنند چون سوزش نعناع رو دوست دارند. امروز میدونیم شامپو اصلا کف نکنه ، شامپوی بهتریه، ولی مردم دوست دارند کف شامپو رو ببینند لذا آنها شامپوها را کف دار میکنند.


به همین دلیل گفته میشود : حذف یک رفتار بد دشوار تر از تلاش برای رسیدن به یک پاداش است. در نتیجه باید گفت که نمیشه خیلی چیزها رو حذف کرد ، مگر اینکه بجای آن ، باید دنبال بدست آوردن یک چیز دیگر باشیم و این اصل کلی مهم در عادت سازی است.


یعنی مردم برای بدست آوردن یک چیز بیشتر میدوند تا برای از دست دادن یک چیزی.

کتاب قدرت عادت power of habit

وقتی یک عادت رو تغییر بدی، عادتهای دیگه هم تغییر میکنه


ه-ارزیدن تلاش برای پاداش effort cost

وقتی کاری دشوار میشه ارزیدنش برای فرد میاد پایین، و هرچه این پایین اومدن بیشتر باشه آه دنیا بیشتر میشه.

تو اگر یک بستنی شیرین میخوای ، چقدر حاضری براش زحمت بکشی یا زور بزنی.انسانهای بیمار حاضر نیستن که برای کار سخت زور بزنن.


-----الگوی کاهش ارزیدن یک عمل با افزایش دشواری

Cognitive effort discounting

برای برخی ها به سرعت با دشوارتر شدن کار ارزیدن کم میشه

دینامیک خوب اینه که کاهش ارزیدن کم داشته باشی ،این آدمها از کار دشوار استقبال میکنند ولی در بیماران برای کار دشوار ، پاداش رو باید خیلی بالا ببری. البته در ابتدای راه همه مثل همند.

عوامل زیر در ارزیدن کار دشوار برای پاداش بیشتر :

-افزایش سن
-اسکیزوفرنی
-افسردگی
-معتادان در ترک
-سرشتی
-الگوهای باوری و فرهنگی


پرسشنامه نیاز برای مقیاس شناختی (از ۱ تا ۵ نمره دهید)

-من مسایل پیچیده را به ساده ترجیح میدهم «««مثبت
-من خیلی دوست دارم در شرایطی باشم که به کلی فکر کردن نیاز دارم «««« مثبت
-برای من فکر کردن به مدت طولانی لذتبخش است»««««« مثبت
-من فقط به اندازه ای فکر میکنم که لازم باشد «««« منفی
-فکر کردن برای من خیلی لذتبخش نیست ««««منفی

اولین دو راهی در مساله تلاش :

۱-تلاش فیزیکی :دویدن

۲-تلاش شناختی : حل معما

اندازه گیری تلاش فیزیکی با ضربان قلب ارتباط داره و وقتی اسید لاکتیک بدن فرد بالا میره ، حس میکنه داره زور میزنه.

در تلاش شناختی مصرف گلوکوز ده برابر است



۶-بخش اکتسابی اراده

خوش بینی آموخته شده : عده ای دیگر میگویند اراده به تجربه قبلی برمیگردد.


در ابتدا نظریه درماندگی آموخته شده توسط مارتین سلیگمن و استیون مایر مطرح شد و آزمایشهای مربوطه روی حیوانات انجام شد. میگفت انسانهای با اراده صرفا در زندگیشون وقایعی اتفاق افتاده که این افراد تونستن اون وقایع رو کنترل کنن ، یعنی فرد تجاربی در گذشته داشته است که با تلاش تونسته در مقابل سختی به موفقیت برسه این بصورت یک پشتوانه برای داشتن اراده در آینده ذخیره میشود

اگر شما فرصتی بدهی که فرد کنترل رو در زندگیش تجربه کنه ، اراده را در اون فرد تقویت میکنی.

بینهایت مهمه کودک ناکامی رو تجربه کنه که بتونه از عهدش بربیاد.

پیام : انسانهای با اراده در گذشتشون و جریان زندگیشون فرصتهایی داشتن که خودکنترلی رو تجربه کنند.

یک مطالعه بسیار مشهوری که ۳۲ سال طول کشیده است میگه : خودکنترلی در کودکی ، سلامت و ثروت و امنیت شما رو در بزرگسالی معلوم میکنه.

اگر در سنین ۳ تا ۵ سالگی یک سری مداخلات در رشد کودک ، انجام بدی ، پشتکارشون بالاتر میره

مثلا داره بازی میکنه میخوای ببریش وبلاگ دکتر کلمه از بیست دقیقه قبلش میگی بازیتو تموم کن فلان ساعت میریم بیرون و حتی اگه هنوز تموم نکرده بود پنج دقیقه بهش وقت میدین تا بهش این پیامو بدین که کاری که شروع کرده رو باید تموم کنه


سه حالت وجود داره :

۱-فشار وارد شده و تونستیم کنترل کنیم که بهترین سرمایه زندگی است

۲-فشار اومده و نتونستیم کنترل کنیم که درماندگی آموخته میشود

۳-نه فشاری اومده و نه کنترلی تجربه شده : یعنی نه سختی کشیده و نه ناکامی ..این افراد در بزرگسالی میشکنند

بهترین مکانیسم رشد این است که کودک با موانعی روبرو بشه ولی بتونه بر این موانع غلبه کنه


بر انسان ایده آل استرس مرتب وارد میشود ، ولی میتواند بر استرس غلبه کند. در این حالت فرد آب دیده میشود که در واقع ضد شکننده بودن است.


مقاله درماندگی مفهومی که توسط سلیگمن ابداع شد پنجاهیمن سالگردش است و از خود سوال میکنند بعد از پنجاه سال شما چه تغییری در نظریتون دادین ؟جواب میدهند که :

ما اشتباه کردیم ، ما یادگیری درماندگی leat helplessness نداریم ، بلکه درست برعکس یعنی ، انسان ها بصورتی از پیش تعیین شده منفعل و تنبل و ناامید هستند،مگر اینکه تجارب زندگی بهشون نشون بده که اگر زور بزنند به یک جایی میرسند. در حالیکه در نظریه درماندگی آموخته شده گفته میشد که اگر آدمها رو در شرایط بدون کمک بزاری امیدشونو از دست می دهند و دیگه تلاش نمیکنند.

استیون مایر و سلیگمن در مقاله پنجاهمین سالگرد نظریه درماندگی آموخته شده خود میگن : ما پنجاه سال اشتباه کردیم ، انسانها رو اگر به حال خودشون رها کنی درمانده و تنبل و ناتوان هستند مگر اینکه یاد بگیرند تنبلی نکنند ...اینها اگر مشکل براشون پیدا بشه و بر اون غلبه کنند ذخیره ای برای ساختن اراده در آیندشون خواهد شد.

و واقعا هم همینطور است کودک با ضعف و زبونی به دنیا میاد و پله نوردی با فتح اورست توسط یک بزرگسال برای او فرقی نداره.

قانون مغزی بشر میگه زور نزن ، مگر اینکه از زور زدن قبلا فایده ای دیده باشی. این اکتساب بین ۴ تا ۱۵ سالگی برای بچه ها اتفاق میفته و به همین دلیل میگویند ، بازیهای کامپیوتری برای بچه ها مفید نیست زیرا بچه ها در این بازیها هیچ تلاش و زوری بکار نمیبرند.



۷ - الگوبرداری و کلیشه ای شدن و اراده

کلیشه ای و قالبی رفتار کردن stereotype :

خیلی ها میدوند چون به گروهی تعلق دارند که سمبل دویدن هستند ، مثل کسانی که یک لباس نظامی به تن میکنند. به همین دلیل برخی قومیتها بهتر کار میکنند و تلاش میکنند.


برخی اوقات هم این پشتکار الگوبرداری است ، مثلا از پدر الگوبرداری شده است.



۸-کنترل توجه و اراده

کسایی که میتونن توجهشونو به راحتی حرکت بدهند ، خویشتن داری رفتاری بهتری دارند.

در آزمایشی که روی کودکان انجام شد مشخص گردید ، هرکودکی که بهتر میتونه توجهشو منحرف کنه روی یک چیز دیگه ، بهتر میتونه در مقابل محرکی مثل خوردن کیک مقاومت کنند. کودکانی که در مقابل خوردن کیک مقاومت بیشتری داشتند در بزرگسالی اراده و پشتکار بیشتری داشتند.



۹-تخلیه ایگو ego depletion

یک سری کارها خیلی سخته و زور زدن میخواد مثلا میگن بدون اینکه مداد رو از روی کاغذ برداری فلان شکل رو بکشی بدون تکرار روی خطها و یا برخی حرکات ورزشی خاص رو انجام بدی..فردی بنام بومایستر گفت اراده مثل عضله کار میکنه ، یعنی خسته و بعد ترمیم میشه..عضله وقتی خسته است برخی کارها را نمیتونه انجام بده و اراده هم همینطور است ، یعنی تخلیه میشه و نمیتونه کار کنه و زمان میبره تا دوباره به حالت اول برگرده


مثلا اگر فرد کارهای ناخوشایندی باید بکنه ، مثل سخنرانی کردن برخلاف باورهای خود و یا وادار کردن فرد به انتخاب و یا ارزیابی ، باعث تخلیه اراده میشود ، و فرد بعدش کارهای سخت رو نمیتونه انجام بده. مهار تکانه و مهارهیجان و انتخاب کردن و تصمیم گیری و اجتناب از پاسخهای اتوماتیک فرد رو خسته میکنه.


به همین دلیل است که در فروشگاه های زنجیره ای چیپس و پفک و شکلات و کلا چیزهایی که برای سلامتی خوب نیستند ، را در کنار صندوق میگذارند، زیرا وقتی اول که مردم وارد میشوند ،تمام تلاششون این است که چیزهای سالم رو خریداری کنند و در آخر که خیالشون راحت شد ، همه کالاهاشون سالمه ، حالا به خودشون اجازه میدهند که دو تا ماده غذایی کمی ناسالم هم بخرند .


اگر شما باور دارید فلان کار خستتون میکنه این عامل در خستگی بیشتر ، موثر است



۱۰-لذت و تجسم در سخت وبلاگ کوشی کلمه و اراده

لذت

سوال مطرح شده این است که انسانهایی که خیلی تلاش میکنند و موفق میشوند در اون لحظه ای که در حال تلاش کردن هستند لذت میبرند یا نه؟آدمهای سخت کوش در حین سخت وبلاگ کوشی کلمه لذت میبرند و یا درد میکشن به امید لذت بردن در آینده؟؟
برخی سوال میکنند قهرمانان المپیک و سمبلهای جامعه، مثل دهخدا که سی سال روی کتابش کار کرده، آیا کارشونو دوست دارند یا دارند فشار تحمل میکنند و بخاطر نتیجش انجام میدهند ؟

عده ای در جواب این سوال میگویند که اینها کارشونو دوست دارند و در اون لحظه ای که زور میزنند احساس لذت دارند .

عده ای دیگر مثل اریکسون میگویند که زور زدن برای برخی از اینها اتوماتیک شده است.

تجسم

با اراده ها تجسم بهتر و جذابتری از آینده دارند ، لذا بیشتر میدوند.


مثلا اگر فرد میخواد ورزش کنه اونی که به گرمای تختخواب و لذت ادامه خواب فکر میکنه ، احتمالا ورزش نمیکنه ، ولی اگر این موضوع رو تصور کنه که اگر ورزش کنه سه ماه دیگه خیلی سالم تر میشه، احتمالا بیشتر به سمت ورزش میره.



۱۱-تلاش و اراده در اعتیاد volition in addiction

نوع ماده مخدر اونقدرها در اعتیاد تاثیری ندارد.

اعتیاد یک بیماریِ کنترلِ خود است نه بیماریِ مواد مخدر.

هر وقت سر دو راهی قرار گرفتین که انجام یک فعل ساده ، اتوماتیک، عادتی و لذتبخش است و فعل دیگر هدفمند، آگاهانه و انرژی بر است ، اگر شما فعل دشوارتر یعنی هدفمند رو انجام دادین، در واقع شما به مفهوم اراده رسیدین.

اراده یعنی جایی که شما احساس فشار و زور زدن میکنید. مواد مخدر کاری میکنه که این زور زدن از بین بره و نیازی نباشه.



۱۲-اراده در رژیم غذایی

میگن وقتی قند فرد افتاده ، نمیتونه خوب کار کنه ولی این موضوع جهانی نیست و برای همه صدق نمیکنه.

وقتی ذهنت خسته است قند بخوری باعث میشه تحرکت بیشتر بشه ، اگر قبل از خوردن قند ذهنتو خسته نکرده باشی، قند خوردن تاثیری نمیذاره.

***غذا خودش حتی تنها به عنوان پاداش هم چاق کننده است و باعث میشه تحرکت هم بیشتر بشه، زیرا آه دنیا رو کم میکنه و فرد رو تشویق به خوردن میکنه و فقط اثر متابولیت نیست.

وقتی دوپامین افزایش پیدا کنه فرد لاغرتر میشه

بیماران روانپزشکی سندرم متابولیک در اونها بیشتر است ، زیرا تحرکشون کمتر است ، بیشتر میخورن ، داروهای آنتی سایکوتیک این موضع را بدتر میکنند و اتیپیک ها سریعتر بدتر میکنند. تحرک پایه ، تکون خوردن و لذت بردن و درآمدن غذا به عنوان پاداش هم تاثیرگذارند.

سندرم متابولیک :

تعریف

۱-دور کمر در آقایون بیشتر از ۱۰۲ سانت و در خانمها بیشتر از ۸۸
۲-فشار خون بالاتر از ۱۳۰ روی ۸۵
۳-فاکتور HDL کمتر از ۴۰
۴-تری گلیسیرید بیشتر از ۱۵۰
۵-فاکتور FBSبیش از ۱۱۰

اگر سه تا از پنج تای فوق را داشته باشید شما دچار سندرم متابولیک هستید.


وقتی فرد رژیم میگیره بسته به صفت شخصیتی اش ، تحرکش یا کمتر میشه یا بیشتر ، اگر تحرک کم بشه ، کاهش وزن افت میکنه و فرد لاغر نمیشه.

وقتی ورزش میکنی ، اگه بخاطر ورزش ، تحرک بعد از ورزش کم بشه ، تاثیر مثبت ورزش تا حدودی خنثی شده و کاهش وزن افت میکنه.

بسته به صفت شخصیتی ، بعضی ها وقتی غذا میخورن تحرکشون بیشتر میشه ، ولی بعضیها وقتی غذا میخورن تحرکشون تغییری نمیکنه. لذا اونهایی که قند میخورن و انرژی و تحرکشون بیشتر میشه توی رژیم بدشانسیشون بیشتر میشه زیرا با نخوردن تحرکشون افت میکنه و در نتیجه لاغر نمیشن.

خویشتن داری و تنظیم خود در مساله وزن موثر است.

غذا خوردن برای عده ای مساله لذت بردن داره و برای عده ای نداره

تحرک پایه : یک عده از انسانها ژنتیکی تحرکشون بالاتر است و فرز هستند.

-قند افتادن در تلاش فیزیکی موثر است ، ولی برای گوش دادن به سخنرانی مشکل ایجاد نمیکنه



۱۳-اراده در درمان بیماران روانپزشکی

فرق روانپزشک با بقیه پزشکها

روانپزشک با پزشک فرق داره زیرا او باید بیمار را به فعالیت وادارد.

استفاده از این مفهوم تلاش در روانپزشکی کمک کننده است. برخی مریضها تلاش میکنند خوب بشن و برخی ها فقط نق و ناله میکنن.

الان تمام بیمارستانها روانشناس احتیاج دارند.

بیماران افسرده زمانی خوب میشن که یک حسی درشون پیدا میشه که میگن : من باید تغییر کنم ، من باید تکون بخورم.

سی بی تی و رفتار درمانی بدون تلاش و اراده امکان ندارد.

گرفتاریهای شایع بیماران :

مریضهایی که فقط رو تختشون هستند تلاشی نمیکنند
Amotivation بدون انگیزه
Anergiaبدون انرژی
Apathyبی عاطفگی
Avolition بدون اراده



۱۴- طرحواره تلاش یا طرحواره استعدادی کدام بهتر است؟

طرحواره تلاش بهتر از طرحواره استعداد است.

-برخی دلشون میخواد برای پیشرفت و رشد فرزندشون ، بجای تلاش مساله هوش را مطرح کنند.

-لوییس ترمان متوجه شد، اونایی که هوش بالایی دارند به جاهای بالاتری میرسند و لذا هوش در رشد موثر است.

-کاترین ککس مایلز میگه : نابغه ها به غیر از هوش تلاش و سخت کوشی هم دارند.

اندرکس اریکسون روی این موضوع تحقیق کرده که کیا به قله میرسند و متوجه شد اونایی که تلاش بیشتری میکنند ، بیشتر جلو میرن و تلاش از عامل هوش موثرتر است. در حالیکه مردم به عامل هوش بیشتر از تلاش اهمیت میدهند.


لوییز ترمان در مدارس نخبه ها اونایی که هوش بالا داشتند را جدا کرد و زندگی اونها رو دنبال کرد و مطالعات او نشان داد : هوش بالا سی سال بعد تو رو به جای خوب میرسونه و سرمایه ای خوب برای زندگیت است ولی دستیار او به همراه او مقاله ای نوشتند که نشان داد : بیش از اینکه هوش اونها به اونها چیزیو دیکته کنه ، اون پشتکار و اراده و زور زدن هست که باعث موفقیت این افراد میشود ، یعنی هوش بالای ۱۱۰ دیگه کار خاصی برای شما نمیکنه و بعد از این ، عامل پشتکار داشتن باعث موفقیت میشود.

از نظر عملی چکار میشه کرد که مفهوم تلاش پر رنگ تر بشه ؟ این برمیگرده به مفهومی که کارول دوک معرفی میکنه

Carol dweck : the giftedness stereotype

اگر به انسانها یاد بدی که تلاش اکتسابی است نه اینکه استعدادی است ، اینا بهتر عمل خواهند کرد.

در آزمایشی به یک گروه از دانش آموزان مفهوم تلاش رو بصورت استعدادی و به گروه دیگر بصورت اکتسابی آموزش میدهند ، بعد از چند ماه اونهایی که تلاش رو بهشون اکتسابی آموزش داده بودند نمراتشون بهتر شد.

لذا طرحواره تلاش بهتر از طرحواره استعداد است.

تغییر باورها و الگوها در زمینه تلاش کمککننده هستند. لذا میگن این باور که تلاش اکتسابی است و شما میتونی خودتو تغییر بدی ، باور بهتریه ، مثلا

وقتی افراد باور دارند قند خون روی توجه و تمرکز تاثیر داره ، وقتی بهشون قند نمیدی ، نمرات پایین تری میارند و در مقابل اونایی که میگن قند روی ما تاثیری نداره در دو حالت نمرشون یکسان است. وقتی انسانها شکر رو مزه میکنند ، بدون اینکه جذب بشه ، تلاششون بالا میره ،چون باور دارند شکر موثر است .لذا نشون میده این طرحواره یک باور است نه حقیقت

متخصصین آموزش میگن بهتره به آدمها بگیم تلاش ذاتی نیست و نسبت به استعداد سرتر است و با آموزش میتونی تلاشتو بیشتر کنی.

چه کسانی به قله های علمی میرسند ؟ کسانی که سه صفت دارند :
-Intelligence هوش
-Conscientiousness یک صفتی که از کودکی با انسانهاست یعنی توان برنامه ریزی
-Intellectual engagement چقدر دوست داری درگیر مسائل علمی بشی

دومی و سومی یعنی تلاش


اونایی که طرحواره های فعال دارند وقتی ازشون میخوان فعالیت رو قطع کنند ، هنوز خودشونو یکم نگه میدارند و ماهیچه هاشون اسپاسم داره ،ولی اونی که طرحواره منفعل داره وا میره و شل و ول میفته یک گوشه. مثلا رفته کوه و برگشته ولو شده

اینکه سختکوشی چه تاثیری در اراده دارد (یعنی اینکه اراده تقویت میشه یا تضعیف) ، نسبت مستقیم با جهان بینی یا نگرش شما نسبت به اراده داره.یعنی هرچی باور داری همون اتفاق می افته.



۱۵-تنظیم هیجان و اراده

افراد با اراده ، ترکیب مکانیسمهای تنظیم هیجانیشون بهتر است.

ما سه مکانیسم عمده تنظیم هیجان داریم :

الف-مهار ب-بازتعبیر ج-ذهن آگاهی


یعنی بدونی در هرکجا از کدوم مورد بالا استفاده کنی


شاخص های خودتنظیمی


۱-پذیرش هیجان : آدمایی هستند که وقتی هیجانی میشوند نمیتوانند هیجانشونو بپذیرند و در نتیجه خودتنظیمیشون پایینه ، مثلا وقتی بی قرار است بخاطر این حالتش عصبانی میشه

۲-کارکردن و دنبال کردن اهداف با وجود هیجان : مثلا وقتی فرد بی قراره سخت میتونه تمرکز کنه، در حالیکه برخی دیگر در اوج عصبانیت و بی قراری کار خودشونو انجام می دهند.

۳-آگاهی از هیجان :برخی نمیدونن چه حال و احساسی دارند و میگه کلافه ام یا ناراحتم


۴-وقتی بیقراری نمیدونی باید چکار کنی و در مقابلش احساس درماندگی میکنی


۵-من اصلا نمیدونم چطور فکر میکنم و احساس های خودمو نمیشناسم

دراین مفهومconscientiousness عناصری وجود دارد :
۱-نظم و ترتیب orderliness : این آدمهایی که پشتکار دارند یک صفت پررنگی بنام نظم دارند که این موضوع در اعتیاد میلنگه.
۲-سخت کوشی
این دو تا سنگهای اصلی و پایه ای مفهوم اراده و پشتکار هستند
۳-self control کنترل تکانه و کنترل میل
۴-مسوولیت پذیری responsibility
۵-رعایت کردن نظم و قاعده جامعه conventionality : از چراغ قرمز رد نمیشه ، سبقت الکی نمیگیره
۶-میتونه سریع تصمیم بگیره
۷-اونایی که نرمال بودن و ظاهری معمولی داشتن و رسمیت داشتن رو رعایت میکند
۸-سر وقت و زمان عمل میکنه :تخمینشون از زمان هم درسته
تنظیم مغز بر روی قلب
کلود برنارد فیزیولوژیست معروف قرن ۱۹ اینو مطرح کرد.کلود برنارد معتقد بود ارتباط قلب با بدن خیلی مهم است و گفت : اونایی که مغز بهتری دارند ، کنترل اتونومیکشون بهتر است.وقتی شما دم انجام میدین قلب تند میزنه و وقتی بازدم انجام میدی قلب کند میزنه و هرچی این بیشتر باشه rsa بیشتر است و در نتیجه مغز کنترل بیشتری روی قلب دارد.
روان شناسی نگرش...

ما را در سایت روان شناسی نگرش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:37

صفحه بندی