خرید بک لینک

24-The Real Hitch: Did Christopher Hitchens Really Keep Two Sets of Books About His Beliefs?

هیچِ واقعی: آیا کریستوفر هیچنز واقعاً دو دفتر حساب جداگانه درباره‌ی باورهایش نگه می‌داشت؟

Preamble (پیش‌گفتار)

شرمر بیان می‌دهد این فصل از دو مقاله‌ی جداگانه ساخته شده که به هم دوخته شده‌اند:

۱) واکنش به کتابی که بعد از مرگ هیچنز انتشار یافت و ادعا می‌کرد او «دو دفتر حساب» درباره‌ی باورهای دینی‌اش داشته؛

۲) واکنش به خبر مرگ هیچنز در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱.

نکته‌ی احساسی: شرمر می‌نویسد هشت سال پس از مرگ هیچنز، صدای او بیش از همیشه لازم است — شرمر حاضر بود چقدر برای خواندن یک مقاله‌ی هیچنز درباره‌ی ترامپ، پوتین، عربستان، کره‌ی شمالی یا مهاجرت ، بدهد.

کتاب جنجالی: The Faith of Christopher Hitchens

نویسنده لری الکس تانتون، مبلغ مسیحی و مدیر «بنیاد نقطه‌ی ثابت»، کتابی نوشت که شرمر خودش (به‌عنوان دوست تانتون) تأییدیه‌ی پشت جلد (blurb) برایش نوشته بود — اما حالا از آن پشیمان شده، چون بسیاری برداشت کردند تانتون می‌گوید هیچنز در بستر مرگ به مسیحیت گرایش پیدا کرده بود.

واکنش دوست ۳۰ساله‌ی هیچنز، استیو واسرمن: «این یک کار حقیرانه است... راهی برای بحث درباره‌ی باورهای هیچنز نیست — گزارش گفتگوهای غیرقابل‌تأیید که به‌طرز شگفت‌انگیزی با هرچه هیچنز همیشه گفته و برایش ایستاد، در تضاد است.»

بیان اصطلاح «دو دفتر حساب» (Two Sets of Books)

این اصطلاح در اصل به روش حسابداری متقلبانه اشاره دارد: یک دفتر عمومی (قانونی) و یک دفتر خصوصی (پنهانی و تقلبی). تانتون ادعا می‌کرد هیچنز این اصطلاح را برای خودش به کار می‌برد — یعنی یک شخصیت عمومی (آتئیست قاطع) و یک باور خصوصی متفاوت (تردید درباره‌ی خدا) داشت.

رد نظام‌مند شرمر — دو مثال تانتون که هیچ‌کدام «تقلب» نیستند

۱. تغییر نظر درباره‌ی جنگ عراق: هیچنز پیش از ۱۱ سپتامبر ضدنظامی‌گری بود، بعدش از جنگ بوش در عراق دفاع کرد. شرمر: «این نمونه‌ی دو دفتر حساب نیست، تغییر عقیده است.»

۲. خاطرات مدرسه از سرودهای کلیسا: هیچنز هم از درس‌های «افسانه‌های شوم مسیحیت» شکایت می‌کرد و هم اعتراف می‌کرد از خواندن سرود در کر لذت می‌برده. شرمر با تجربه‌ی شخصی خودش موازی می‌کند: او هم وقتی مسیحی بود از کلیسا خسته می‌شد اما موسیقی باخ را تحسین می‌کرد؛ حالا هم که آتئیست است، در اروپا کلیساهای جامع را بازدید می‌کند. «آیا این یعنی من دو دفتر حساب دارم؟ نه.»

شاهد نهایی و قاطع: خودِ هیچنز در مصاحبه‌ی ویدیویی

کمی پیش از مرگش، در مصاحبه‌ای با جفری گلدبرگ (Atlantic)، در حضور دوست صمیمی‌اش مارتین ایمیس، هیچنز صریح و بدون ابهام گفت:
«اگر روزی شایعه‌ای درباره‌ی چنین چیزی [تغییر دین] بشنوید، بدانید از من نیامده... هیچ‌کس که واقعاً من باشد، چنین اظهار مسخره‌ای نمی‌کند.»

او حتی این را به یک بازی قدیمی تاریخی تشبیه کرد — پخش شایعات دروغین درباره‌ی «تغییر دین در بستر مرگ» درباره‌ی توماس پین، هیوم، ولتر و حتی داروین.

نکته‌ی تکان‌دهنده‌تر: وقتی گلدبرگ پرسید آیا هنگام تشخیص سرطان لحظه‌ای به دعا فکر کرده، هیچنز فوراً و قاطعانه گفت «نه.» و اضافه کرد حتی وقتی در سارایوو یا بیروت (در میان فاشیست‌ها) یا افغانستان فکر می‌کرد ممکن است زنده نماند، هرگز «حماقت سنگر» (foxhole foolishness) به ذهنش خطور نکرد.

تفسیر خودِ شرمر از منظور واقعی هیچنز
شرمر (که خودش هم با منکران هولوکاست مثل دیوید ایروینگ، خلقت‌گرایان، و طرفداران طراحی هوشمند وقت می‌گذراند) می‌گوید این دقیقاً کاری است که او هم انجام می‌دهد: صرف وقت شخصی با مخالفان برای نفوذ به‌پشت نقاب عمومی‌شان و دیدن افکار خصوصی‌شان — این «دو دفتر حساب فریبکارانه» نیست، فقط دوستانه و محترمانه بودن برای درک بهتر درون فرد دیگر است.

خروجی‌گیری نهایی: حتی خودِ تانتون در اتمام کتابش اعتراف می‌کند هیچ تغییر دینی در بستر مرگ یا چیزی نزدیک به آن رخ نداده.

پی‌نوشت (Post Script): شرمر مستقیم از تانتون خواست منظورش را روشن کند؛ تانتون پاسخ داد پای حرفش ایستاده، اما شرمر می‌گوید شخصاً این تفسیر را «باورنکردنی» می‌داند.

My Dier (and Drinks) with Christopher (شام و نوشیدنی‌ام با کریستوفر)
این بخش دوم، در واقع یک یادداشت وداع شخصی و صمیمی است که شرمر اول بار در ۲۰ ژوئیه‌ی ۲۰۱۰ (پس از تشخیص سرطان مری هیچنز) نوشت.

خاطرات شخصی و صمیمی از دوستی‌شان
اولین ملاقات (۱۹۹۷، هالیوود): در نمایش فیلمی درباره‌ی داستان واقعی آرتور کانن دویل (نویسنده‌ی شرلوک هلمز) که فریب عکس‌های جعلی «پریان کاتینگلی» را خورد. شرمر و هیچنز پیش از نمایش شام خوردند (با ویسکی فراوان!) و نقد هیچنز در Vanity Fair عمیق‌تر از هرچیزی بود که خودِ شرمر حین تماشا فکر کرده بود.
ملاقات دوم (۲۰۰۷، فرودگاه لاس‌وگاس): هر دو برای کنفرانس TAM5 در سفر بودند. هیچنز پیشنهاد داد قبل از ظهر به بار بروند! شرمر با طنز شرح می‌دهد چطور «Hitch Mix» (ویسکی جانی واکر بلک + شراب قرمز + آب) هیچنز را دقیقاً بی‌تأثیر گذاشت درحالی‌که خودش با یک لیوان کرونا از پا افتاد.

عبارت «یک لیوان کرونا» اشاره به یک محاسبه ریاضی معروف دارد که بر پایه آن، حجم کل ذرات ویروس کرونا در بدن تمام مبتلایان جهان روی هم، کمتر از یک لیوان (حدود ۸ میلی‌لیتر) است. در ادامه در بازار لوازم و تجهیزات، اصطلاحاتی مانند «لیوان کرونا» برای بسته‌بندی‌های عمده برخی کالاها مثل بادکنک نیز به کار می‌رود.

نکته‌ی طنزآمیز: شرمر مجبور شد صورت‌حساب نوشیدنی‌های هیچنز را بپردازد چون کیف پولش هنوز با بار همراهش نرسیده بود — «حالا دیگه بی‌حساب شدیم، با اون تأییدیه‌ای که برام نوشتی!»

شام مجلل واشنگتن دی‌سی: شرمر توصیف زیبایی می‌کند: «هیچنز خورشید بود و ما سیارات در مدارش، که گرمای پرتوهای کلامی‌اش را جمع می‌کردیم.» هیچنز داستان‌های بی‌شماری از سفرهایش و نبردهای فکری‌اش تعریف می‌کرد.
بازدید از خانه‌ی هیچنز: شرمر کتابخانه‌ی او را توصیف می‌کند — «کوه‌های کتاب، اقیانوس‌های کتاب» — و مجموعه‌ی خیره‌کننده‌ای از ویسکی‌های گران‌بها از سراسر جهان که ظاهراً بدون خریداری، به‌عنوان هدیه به سویش سرازیر می‌شدند!

اتمام‌بندی زیبا و استعاری فصل

شرمر این تجربه را با خاطره‌ی دیگری مقایسه می‌کند: زمانی که فرصت داشت ۸۰ کیلومتر در کنار ادی مرکس (بزرگ‌ترین دوچرخه‌سوار تاریخ) رکاب بزند — آن‌قدر عصبی بود که مبادا او را زمین بزند که فقط به لاستیک جلویی خیره شده بود. اما همان تجربه‌ی رکاب زدن کنار یکی از بزرگ‌ترین ورزشکاران تاریخ کافی بود.
جمله‌ی اتمامی: «این دقیقاً همان احساسی بود که در نوشیدن، شام خوردن، و لذت بردن از حضور کریستوفر هیچنز داشتم.»

25-The Skeptic's Chaplain: Richard Dawkins as a Fountainhead of Skepticism

کشیشِ شکاکان: ریچارد داوکینز به‌عنوان سرچشمه‌ی شک‌گرایی

Preamble (پیشگفتار)

معرفی کتاب

Richard Dawkins: How a Scientist Changed the Way We Think

ریچارد داوکینز: چگونه یک دانشمند شیوه تفکر ما را تغییر داد

Book by Alan Grafen ,2006

این مقاله در ۲۰۰۵ به سفارش انتشارات دانشگاه آکسفورد نوشته شد، برای مجموعهای به مناسبت شصتوپنجمین سالگرد تولد ریچارد داوکینز که همزمان با سیامین سالگرد انتشار کتاب کلاسیکش، ژن خودخواه بود. کتاب نهایی با عنوان Richard Dawkins: How a Scientist Changed the Way We Think (۲۰۰۶) انتشار یافت و نویسندگانی چون استیون پینکر، مت ریدلی، دنیل دنت، فیلیپ پولمن (نویسندهی Dust) هم در آن مشارکت داشتند.
منشأ عنوان مقاله (بازی زبانی با عنوان کتاب داوکینز)
معرفی کتاب

A Devil's Chaplain

کشیش شیطان

Book by Richard Dawkins, 2003

عنوان شرمر بازی با عنوان کتاب داوکینز، A Devil's Chaplain (۲۰۰۳) است. خودِ داوکینز عنوانش را از نامه‌ی داروین به دوستش جوزف هوکر (۱۸۵۶) گرفته بود: چه کتابی میتوانست یک «کشیش شیطان» درباره‌ی آثار ناشیانه، اسرافکننده، بی‌دقت و به‌طرز وحشتناکی بیرحمانه‌ی طبیعت بنویسد!
بدنه‌ی اصلی
داروین و مسئله‌ی شرارت (Theodicy) — پیشینه‌ی فکری داوکینز
شرمر با تبیینات نشان میدهد داروین چقدر از پیامدهای الهیاتی نظریه‌اش رنج میبرد. در نامه‌ای به همکار هاروارد آسا گری، درباره‌ی زنبورهایی که طعمه‌شان را فلج میکنند (نه میکشند) تا نوزادانشان زنده از گوشتشان تغذیه کنند، مینویسد نمیتواند باور کند خدایی خیرخواه عمداً چنین موجوداتی آفریده باشد.
نقطه‌ی عطف زندگی داروین: مرگ دخترش آنی در ده‌سالگی، به گفته‌ی زندگینامه‌نویس معروفش جانت براون، «آغاز رسمی جدایی آگاهانه‌ی داروین از باور به خدای سنتی» بود. با این حال، داروین تا آخر عمر عموما از باورهایش سکوت کرد و نوشت: استدلالهای مستقیم علیه مسیحیت اثر کمی روی مردم دارند؛ بهتر است آزادی اندیشه را از طریق روشنگری تدریجی ذهنها با پیشرفت علم ترویج داد.
تفاوت کلیدی با داوکینز: شرمر میگوید برخلاف داروینِ محتاط، داوکینز پس از دهه‌ها روشنگری علمی، بالاخره مستقیم به سراغ دین رفت — و این تصمیم، تولد جنبش الحادگرایان تازه بود.
خاطره‌ی شخصی از کنفرانس «Humanity 3000» (۲۰۰۱)
شرمر با اطلاعات زیبا این کنفرانس را توصیف میکند که در آن دانشمندان بزرگی (ادوارد او. ویلسون، الیزابت لافتوس و دیگران) درباره‌ی آیندهی هزارساله‌ی بشریت بحث میکردند. داوکینز آنجا بود تا جایزهی ۱۰۰,۰۰۰ دلاری کیستلر را برای کارش روی «سطوح انتخاب» و مفهوم «میم» (meme) دریافت کند.
مشاهدهی کلیدی و تحسین‌آمیز شرمر: او میگوید آنچه بیشتر از سخنرانی رسمی داوکینز او را تحت‌تأثیر قرار داد، رفتارش در جلسات بحث گروهی بود — داوکینز کم‌حرف و دقیق گوش بود، با اقتصاد کلام صحبت میکرد، و وقتی حرف میزد، جهت کل گفتگو تغییر میکرد — دیگران میگفتند «همانطور که ریچارد گفت...» یا «برگردیم به نکته‌ی پروفسور داوکینز...»
نمونه‌ی مستقیم از سخنان داوکینز در آن جلسه: وقتی مبحث «تمفصل آگاهانه» مطرح شد، داوکینز صادقانه گفت بیست دقیقه گوش داده اما هنوز نفهمیده منظور از این اصطلاح چیست — و آن را به چهار مفهوم مفصلاً متفاوت تفکیک کرد (تمفصل آگاهی، آگاهی از تمفصل، کنترل آگاهانه‌ی تجامع ژنتیکی، و تدقیق فرهنگی) — واکنش سایرین: «گاهی اعتراف به ناآگاهی میتواند بسیار روشنگر باشد.»
سه حوزه‌ی تأثیر داوکینز بر جنبش شکاکیت (فهرست واقعی متن)

۱. شبه‌علم — کتاب Unweaving the Rainbow

Unweaving the Rainbow: Science, Delusion and the Appetite for Wonder

گشودن گره رنگین‌کمان: علم، توهم و میل به شگفتی

Book by Richard Dawkins ,1998

برچسب: نویسنده: مهران شاکری تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 2:50

صفحه بندی