Chapter 2
Baing Evil ◈
In the Shadow of the Christchurch Massacre, Myths about Evil and Hate Speech Are Misleading
فصل ۲
ممنوعیت شر
در سایهی کشتار کرایستچرچ، افسانههای رایج دربارهی شرارت و سخن نفرتپراکنانه گمراهکنندهاند
Preamble (پیشگفتار)
شرمر تبیین میدهد این مقاله در واکنش به کشتار مسجد کرایستچرچ نیوزیلند نوشته شده و اصلاً در Quillette در ۲۶ مارس ۲۰۱۹ ارائه شده. نکتهی محرکی که او را وادار به نوشتن این مقاله کرد: زنجیرهی کتابارائهی نیوزیلندی Whitcoulls تصمیم گرفت کتاب جوردن پیترسون را از قفسههایش بردارد — در حالیکه همچنان نبرد من هیتلر را میفروخت! شرمر میگوید تز اصلیاش این است: نمیتوان شرارت را ممنوع کرد.
بدنهی اصلی مقاله
رویداد کرایستچرچ
در ۱۵ مارس ۲۰۱۹، مرد استرالیایی ۲۸سالهای به نام برنتون تارانت در دو مسجد کرایستچرچ نیوزیلند تیراندازی کرد و ۵۰ نفر را کشت و ۵۰ نفر دیگر را زخمی کرد — بدترین تیراندازی جمعی تاریخ آن کشور. نخستوزیر وقت، جاسیندا آردرن، واکنش نشان داد و یک هفته بعد قانونی برای ممنوعیت سلاحهای نیمهخودکار نظامی عنوان کرد.
مقایسهی جالب با استرالیا: شرمر اشاره میکند در استرالیا پس از کشتار ۱۹۹۶ تاسمانی (۳۵ کشته)، ممنوعیت مشابه اسلحه اعمال شد و طبق مطالعهای در ۲۰۰۶، در ۱۸ سال پیش از آن ممنوعیت، ۱۳ تیراندازی جمعی رخ داده بود اما در دههی بعد از آن، هیچ موردی ثبت نشد. اما شرمر هشدار میدهد این حاصل در آمریکا با ۳۰۰ میلیون اسلحه در گردش، قابل تکرار نیست.
اصطلاح کلیدی: او این حوادث را «رویدادهای قوی سیاه» (Black Swan events) یا با اصطلاح خودش «رویدادهای سندی هوک» (Sandy Hook Events) مینامد: کشتارهای جمعی پرسروصدا، بعیدالوقوع، نادر و غیرقابلپیشبینی.
مانیفست تارانت و ریشههای فکریاش
تارانت پیش از کشتار، مانیفستی ۷۴صفحهای با عنوان «جایگزینی بزرگ» (The Great Replacement) نوشت — که الهامگرفته از کتابی همنام در ۲۰۱۲ از نویسندهی فرانسوی رنو کامو بود، یک نظریهپرداز توطئهی راستگرا که مدعی است مسیحیان سفیدپوست اروپا بهطور سیستماتیک با مهاجران غیراروپایی «جایگزین» میشوند.
ردیابی شجرهنامهی نفرت:
شرمر ریشههای فکری این ایدئولوژی را دنبال میکند:
عدد ۱۴ در نوشتههای تارانت اشاره به شعار ۱۴کلمهای دیوید لین (David Lane) دارد (که به قتل مجری رادیویی یهودی آلن برگ در ۱۹۸۴ محکوم شده بود)
لین از نوشتههای ویلیام پیرس (William Pierce) الهام گرفته بود
پیرس بر تیموتی مکوی، عامل بمبگذاری اوکلاهاماسیتی در ۱۹۹۵ (۱۶۸ کشته)، تأثیر گذاشت
عدد ۱۴/۸۸ — که ۸۸ اشاره به «HH» (Heil Hitler) دارد — ریشه در نبرد من هیتلر دارد
خودِ نظریهی توطئهی ضدیهود هیتلر از سند جعلی «پروتکلهای حکمای صهیون» الهام گرفته بود
که آن هم از رمان ضدیهودی قرن نوزدهمی Biarritz و رسالهی تبلیغاتی Dialogues in Hell between Machiavelli and Montesquieu رونویسی/سرقت ادبی شده بود
حاصلگیری شرمر از این ردیابی: اگر بخواهید ریشهی فکری ایدئولوژی تارانت را دقیقاً «ممنوع» کنید، باید کل قفسههای کتابخانه را پاکسازی کنید — و همین مبحث دربارهی اسلامهراسی و نژادپرستی ضدسیاهپوست هم صادق است.
ماجرای جوردن پیترسون و کتابارائهی Whitcoulls
شرمر با بیانات بیانگر است که زنجیرهی کتابارائهی Whitcoulls کتاب «۱۲ قانون برای زندگی» پیترسون را ممنوع کرد به بهانهی «مطالب آزاردهندهی مرتبط با حملهی کرایستچرچ» — بدون بیان اینکه دقیقاً چه محتوایی مشکلدار است — در حالیکه نبرد من هیتلر همچنان با نرخ ۴۴.۹۵ دلار در همان عرضهگاه موجود بود!
شرمر که کتاب پیترسون و Maps of Meaning او را دقیق خوانده، میگوید هیچ ردی از نژادپرستی، ضدیهودگرایی یا اسلامهراسی در آنها نیافته. تنها «شواهدی» که هواداران آنلاینش برایش فرستادند، عکسهای تصادفی هواداران با پیترسون بود — از جمله یک نفر با تیشرت «اسلامهراس» و یکی با بنر شخصیت اینترنتی Pepe the Frog — که شرمر آنها را دقیقاً بیربط میداند (چون پیترسون در تورهای کتابش هر چند ثانیه با یک هوادار عکس میگیرد و فرصت مرور لباس هزاران نفر وجود ندارد).
ماجرای PewDiePie
نمونهی دوم: کمپین Change.org برای حذف PewDiePie (یوتیوبر سوئدی، فلیکس آرویید اولف شلبرگ) از یوتیوب، به بهانهی استفاده از کلمهی نژادپرستانهی N-word و پخش کلیپهای سخنرانی هیتلر در یک ویدیو. شرمر تبیین میدهد این موارد در بافت طنز و پاسخ به انتقادات بودند، نه ابراز عقیدهی نازیستی — و میافزاید یوتیوب حتی ویدیوهای افراد ضدنژادپرست مثل دیو روبین و گاد سعد را هم درآمدزدایی کرده بود.
چرا واکنشهای اینچنینی اتفاق میافتد؟ (چارچوب روانشناختی)
شرمر با ارجاع به کتاب روی بامایستر (Roy Baumeister)، Evil: Inside Human Violence and Cruelty (۱۹۹۷)، استدلال میکند «شرارت» یک اسم نیست، یک صفت است — یعنی هیچ نیروی مرموزی بهنام «شر» در جهان وجود ندارد؛ تقریباً همهی کسانی که مرتکب اعمال شرورانه میشوند، فکر میکنند دلایل مفصلاً موجهی برای کارشان دارند.
نقلقول کلیدی از بامایستر (کوتاهشده): او به توصیف معروف هانا آرنت از آدولف آیشمن اشاره میکند — «ابتذال شر» (banality of evil) — و میگوید بین شخصیت عادی مجرم و عظمت جنایتش، ذهن دچار شوک میشود.
نکتهی جالب و هشداردهنده: به گفتهی بامایستر، خودِ باور به «شرارت بهعنوان یک نیروی مستقل»، میتواند جوامع را خشونتبارتر کند — چون به مردم یک نوع «مصونیت اخلاقی» میدهد تا فکر کنند خودشان همیشه خوباند، حتی وقتی به مخالفانشان آسیب میزنند.
اصطلاح استیون پینکر: شرمر به مفهوم «شکاف اخلاقیسازی» (moralization gap) پینکر (از کتاب The Better Angels of Our Nature، ۲۰۱۱) اشاره میکند — فاصلهی درک قربانی از عمل، در برابر توجیه مرتکب.
مثالهای تکاندهنده:
قاتل زنجیرهای فردریک تریش (Frederick Treesh) در بازجویی پلیس در ۱۹۹۴ گفت: «غیر از دو نفری که کشتیم، دو نفری که زخمی کردیم، زنی که با اسلحه کتک زدیم، و لامپهایی که در دهان مردم فرو کردیم، واقعاً به کسی آسیب نزدیم!»
جان وین گیسی (John Wayne Gacy)، قاتل زنجیرهای ۳۳ پسربچه، گفت: «خودم را بیشتر قربانی میدانم تا مجرم؛ کودکیام از من دزدیده شد.»
نقلقول از الکساندر سولژنیتسین (Gulag Archipelago): خط جداکنندهی خیر و شر، از میان قلب هر انسانی میگذرد — نه اینکه عدهای «شرور» جدا از بقیه باشند.
خروجیگیری فصل
شرمر با پرسش سیاسی مهمی میبندد: چه کسی حق دارد تعیین کند چه کسی «حامل شر» است؟ من؟ شما؟ اکثریت؟ یک کمیتهی افکار شرورانه؟ دولت؟ شرکتهای شبکهی اجتماعی؟
جملهی اتمامی و اصل محوری فصل: راهحل سخن نفرتپراکنانه، سخن بیشتر است (The solution to hate speech is more speech) — پاسخ به ایدههای بد، ایدههای خوب است؛ پاسخ به شبهعلم، علم بهتر است؛ پاسخ به دادهها بهروز جعلی، گزارشها واقعی است.
Chapter 3
Free Speech Even If It Hurts ◈
Defending Holocaust Denier David Irving
برچسب:
نویسنده: مهران شاکری